مشاوره حقوقي
مشاوره حقوقي

واژه دعوي براي همه ما يك كلمه آشنا است و به خوبي مفهوم و معناي آن را درك مي‌كنيم. دعوي در واقع همان منازعه و اختلافي است كه بين اشخاص به وجود مي‌آيد، حال اگر افراد بتوانند منازعه خود را در دادگاه مطرح كنند و از اين طريق به دعوي خود رسيدگي كنند، يك دعوي حقوقي را در دادگاه مطرح كرده‌اند. از نظر حقوقي دعوا انواع و اقسام مختلفي دارد كه به هر كدام از آن‌ها مي‌پردازيم.

 

مفهوم دعوي در حقوق

عبارت (دعوي ) در معاني متعددي به‌كار رفته است:

۱.دعوي به معناي اخص: امكان قانوني رجوع به دادگاه يا به‌عبارت ديگر حق رجوع به دادگاه را گويند.

۲.دعوي به معناي اعم: منازعه و اختلافاتي است كه در مرجع رسيدگي‌كننده طرح شده و تحت رسيدگي است يا آن كه رسيدگي به آن خاتمه يافته است. به عبارت ديگر اختلافي كه منجر به تشكيل پرونده قضايي شده است.

ادعا: در اين معني، عبارت دعوي هر گونه ادعايي را در برمي‌گيرد حتي اگر اين ادعا در جريان رسيدگي به يك پرونده طرح شود و موجب تشكيل پرونده جديدي نشود.

زوال دعوي

عبارت (زوال دعوي ) در دو مورد به‌كار مي‌رود:

۱.زوال دعوي به‌ معناي اعم: منظور زوال دعوايي است كه در حال رسيدگي در محاكم است. زوال دعوي به‌ معناي اعم مانع طرح دعواي مجدد نيست.

۲.زوال دعوي به‌معناي اخص: منظور، زوال حق طرح دعوي در محاكم است. در واقع در اين موارد حق طرح دوباره همان دعوي از بين مي‌رود.

اين موارد از قرار ذيل‌اند:

الف. صرف‌نظر كردن كلي خواهان از دعوي.

ب. فوت شخصي كه دعوي قائم به اوست. (در دعاوي قائم به شخص ) 

ج. زوال حق اصلي مستند دعوي به دليلي مانند مالكيت مافي‌الذمه.

انواع دعوا از حيث اصالت يا عارضي بودن آن

۱.دعواي اصلي: دعوايي است كه بر دعواي ديگر عارض نمي‌شود و مستقلاً مطرح مي‌شود.

۲.دعواي طاري: دعوايي است كه در اثناي رسيدگي به دعواي اصلي مطرح مي‌شود و بر آن عارض مي‌گردد.

شروط طاري بودن يك دعوي

دعوايي كه در اثناي رسيدگي به دعواي ديگر مطرح مي‌شود درصورتي نسبت به آن دعوا، يك دعواي طاري تلقي مي‌شود كه حداقل داراي يكي از دو شرط ذيل باشد:

۱.وجود ارتباط كامل بين دو دعوي: يعني نتيجه يك دعوي در نتيجه دعواي ديگر موثر باشد. براي مثال فرض كنيد كه زني دعواي نفقه اقامه كرده است شوهر در مقابل دعواي الزام به تمكين طرح مي‌كند. بين اين دو دعوا ارتباط كامل برقرار است زيرا اگر مرد بتواند عدم تمكين زن را اثبات كند به زن نفقه تعلق نمي‌گيرد. پس نتيجه يك دعوي در دعواي ديگري موثر است.

۲.وحدت منشا بين دو دعوي: بدين معني است كه سبب هر دو دعوي، يك عمل حقوقي يا يك واقعه حقوقي و يا حكم واحدي از قانون باشد. براي مثال فروشنده به استناد مبايعه‌نامه‌اي، دادخواست مطالبه ثمن دهد و خريدار به استناد همان مبايعه‌نامه دادخواست الزام به تنظيم سند رسمي تقديم كند، اين دو دعوي داراي يك منشا است كه همان مبايعه‌نامه منعقد شده بين طرفين است.

اقسام دعاوي طاري | انواع دعوا

دعاوي طاري بر چهار قسم است:

۱.دعواي اضافي: دعواي مجدد خواهان عليه خوانده.

۲.دعواي متقابل: دعواي خوانده عليه خواهان.

۳.جلب ثالث: دعواي هر يك از متداعيين يا هر دوي ايشان عليه ثالث.

۴.ورود ثالث: دعواي شخص ثالث عليه طرفين دعوي يا يكي از ايشان.

انواع دعوا از حيث عيني يا شخصي بودن

۱.دعاوي عيني: دعاوي كه ناظر به حقوق عيني است به‌عبارت ديگر يك حق عيني، مورد ادعاي خواهان است. مانند دعاوي مالكيت.

۲.دعاوي شخصي(ديني ): دعاوي كه ناظر به حقوق ديني است و يك حق ديني، مورد ادعاي خواهان است. به‌عبارت ديگر تمام دعاوي را كه منشا آن‌ها يك تعهد قراردادي يا الزام خارج از قرارداد است دعاوي شخصي مي‌گوييم. مثل دعاوي مطالبه طلب و…

كاربرد عملي تفكيك دعاوي به عيني و شخصي

۱.يك دعواي عيني را عليه هر شخصي كه عين مال تحت تصرف اوست يا آن كه حق عيني توسط او مورد تعدي واقع شده مي‌توان طرح كرد و پس از صدور حكم، حكم را عليه هر شخصي كه محكوم‌به را تحت تصرف دارد مي‌توان اجرا كرد. هرچند كه شخص متصرف، كسي غير از خوانده دعوي باشد.

۲.در دعاوي شخصي فقط مي‌توان عليه شخصي اقامه دعوي كرد كه حق مورد ادعا توسط او نقض شده؛ اعم از اينكه وي طرف قرارداد باشد و در نتيجه اجراي تعهدات ناشي از قرارداد برعهده او قرار گيرد يا آن كه وي مرتكب عملي شده باشد كه بر مبناي مسئوليت مدني ملزم به جبران خسارت باشد. پس طرح دعوي فقط عليه همان شخص يا وراث او ممكن است و حكم صادره نيز عليه همان شخص يا وراث او قابل اجراست. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد جبران خسارت يا مسئوليت مدني را مطالعه نماييد.

انواع دعاوي از حيث مالي و غير مالي بودن

۱.دعواي مالي : دعوايي است كه اثر مستقيم مالي دارد مثل دعاوي مطالبه وجه و …

۲.دعواي غيرمالي : اين نوع دعاوي خود به دو دسته تقسيم مي‌شوند: الف.دعواي غيرمالي ذاتي: دعوايي است كه اثر مستقيم مالي ندارد اعم از آن كه اساسا اثر مالي ندارد يا آن كه اثر مالي دارد اما اين اثر مالي غيرمستقيم است. مثل دعواي طلاق.

ب.دعواي غيرمالي اعتباري: دعوايي است كه اثر مستقيم مالي دارد اما قانونگذار آن را غيرمالي فرض كرده است. مصاديق اين نوع دعوا عبارتند از: دعاوي سه‌گانه تصرف، دعاوي في‌مابين موجر و مستاجر، دعاوي افراز و فروش مال مشاع.

انواع دعاوي از حيث منقول و غيرمنقول بودن

۱.دعاوي منقول: دعاوي هستند كه موضوع آن‌ها مطالبه اموال منقول يا اثبات حقوق منقول است. مثل دعواي فروش خودرو.

۲.دعاوي غير‌منقول: دعاوي هستند كه موضوع آن‌ها مطالبه اموال غير‌منقول يا اثبات حقوق غير‌منقول است مثل دعواي سر‌قفلي.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص انواع دعوا، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون انواع دعوا پاسخ دهند .

 

 

 


:: بازديد از اين مطلب : 0


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲ تير ۱۴۰۰ ] [ ۱۰:۳۱:۳۴ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

هنگامي كه يك جرم محقق مي‌شود مطابق قانون مجرم بايد مجازات گردد اما گاهي اوقات شرايطي به وجود مي‌آيد كه مجازات اصلي در خصوص مجرم اجرا نمي‌شود كه به آن شرايط تخفيف مجازات گويند. مثلا اينكه اوضاع و احوال مجرم به گونه‌اي است كه اجراي مجازات اصلي عادلانه نمي‌باشد. در واقع در اين مقاله قصد داريم كه موارد تخفيف مجازات را مورد بررسي قرار بدهيم، مطالب و نكات بسياري در خصوص موارد تخفيف مجازات يا به عبارت ديگر دلايل مخففه جرم وجود دارد كه در ادامه سعي مي‌كنيم به بيان ساده‌تر آن‌ها بپردازيم. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد حكم دادگاه كليك كنيد.

 

بررسي مبناي موارد تخفيف مجازات | شرايط تخفيف مجازات

در قانون مجازات اسلامي بيان شده است كه قاضي مي‌تواند در خصوص مجازات مجرم تخفيف قائل شود آن هم در صورتي كه دلايل مخففه جرم وجود داشته باشد نكته حائز اهميت اين است كه صحبت ما در خصوص مجازات جرايم تعزيري و ساير مجازات‌هاي بازدارنده مي‌باشد.
اگر قاضي از دلايل مخففه جرم استفاده كرد بايد اين موضوع را صريحاً در حكمي كه صادر مي‌كند ذكر كند.
در ادامه به بررسي جهات تخفيف مجازات به طور مفصل مي‌پردازيم.

بررسي جهات تخفيف مجازات | شرايط تخفيف مجازات

۱ –  در صورتي كه شاكي يا مدعي خصوصي گذشت كند. در جرايم قابل‌گذشت، گذشت شاكي خصوصي موجب خلاصي از مجازات و در جرايم غير‌قابل گذشت موجب تخفيف در مجازات است.

۲ –  متهم مطالبي را اظهار كند كه موجب شود تا شركا و معاونان شناسايي شوند يا راهنمايي‌هاي او موجب شود كه وسيله ارتكاب جرم كشف شود.

۳ – اوضاع و احوال در زمان ارتكاب جرم به گونه‌اي باشد كه متهم را تحريك به انجام جرم كرده باشد به عنوان مثال مجرم انگيزه شرافتمندانه از ارتكاب جرم داشته باشد يا رفتار و گفتار مجني‌عليه تحريك‌آميز باشد.

۴ – اين مورد مربوط مي‌شود به زماني كه متهم قبل از تعقيب به وقوع جرم اعتراف كند يا هنگام تحقيقات اقراري كند كه موجب كشف جرم گردد.

۵ – اين مورد اختصاص به زماني دارد كه به وضع خاص متهم و يا سابقه او توجه مي‌شود.

۶ – اين مورد مخصوص متهمي است كه تلاش مي‌كند تا ضرري كه از جرم ناشي شده است و تاثيراتي كه آن جرم داشته است كاهش يابد. براي مثال در تصادف رانندگي مصدوم را به بيمارستان برساند يا در جرم توهين از مجني‌عليه عذر‌خواهي كند.
آنچه بيان شد شرح ماده ۳۸ قانون مجازات اسلامي مي‌باشد.

آيا لازم است كه همه موارد تخفيف مجازات وجود داشته باشد ؟

در پاسخ به اين سوال بايد بيان كنيم كه نيازي نيست كه همه موارد تخفيف مجازات وجود داشته باشد بلكه حتي اگر يكي از آن‌ها محقق شده باشد قاضي مي‌تواند با استناد به آن در خصوص مجازات يك جرم تخفيف قائل شود.

آيا مي‌توان مجازات محكومين را مشمول تخفيف كرد ؟

در پاسخ به اين سوال بايد بگوييم كه اگر جرم شخص متهم در دادگاه ثابت شود و حكم نيز صادر گردد در اين صورت امكان تخفيف مجازات وجود دارد. براي اين كه مجازات محكومين مورد عفو قرار بگيرد رئيس قوه قضاييه بايد عفو يا تخفيف مجازات را به رهبري پيشنهاد دهد. همچنين گذشت شاكي خصوصي پس از صدور حكم قطعي مي‌تواند سبب سقوط يا تخفيف مجازات شود. محكوم‌عليه بايد پس از جلب رضايت شاكي از دادگاه صادر‌كننده حكم تقاضاي تخفيف نمايد.

ميزان تخفيف مجازات در قانون

قاضي نمي‌تواند هر چقدر كه خواست مجازات را تخفيف دهد قانون براي وي محدوده‌اي معين كرده است.
الف- تقليل مجازات حبس به ميزان يك تا سه درجه مجاز است.
ب- قاضي مي‌تواند مصادره اموال را به جزاي نقدي درجه يك تا چهار تبديل كند.
پ- قاضي مي‌تواند انفصال دائم از شغل را به انفصال موقت به ميزان پنج تا پانزده سال تقليل دهد.
ت- قاضي مي‌تواند ساير مجازات‌هاي تعزيري به ميزان يك يا دو درجه از همان نوع يا انواع ديگر ‌تقليل دهد مثل تقليل مجازات شلاق تعزيزي.
 در جرائم تعزيري درجه‌ هفت و هشت، چنانچه جرم فرد محرز شود و قاضي بداند كه با عدم مجازات امكان اصلاح مجرم وجود دارد مي‌تواند از مجازات او چشم بپوشد.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص شرايط تخفيف مجازات، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون تخفيف مجازات پاسخ دهند .

 

 

منبع : شرايط تخفيف مجازات


:: بازديد از اين مطلب : 0


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲ تير ۱۴۰۰ ] [ ۱۰:۲۸:۰۵ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

در اين مقاله قصد داريم قرار معاينه محل و تحقيق محلي و همچنين تشكيل پرونده شخصيت را مورد بررسي قرار بدهيم و نكات و مطالبي را در خصوص اين عناوين بيان كنيم. در اين راستا به مواد قانون آيين دادرسي كيفري اشاره مي‌كنيم.

 

 معاينه محل چيست ؟

گاهي لازم است يكي از دادرسان‌ يا خود قاضي پرونده با تكيه بر مشاهدات و ادراكات خود از موضوع مورد دعوا حكم دهد يا هنگامي كه يك جرم محقق مي‌شود معاينه محلي اطلاعات بسياري در اختيار قاضي مي‌گذارد. براي آشنايي با انواع دعوا كليك كنيد.

ضرورت معاينه محل

در مواردي اين امكان وجود دارد كه آثار وقوع جرم در محل ارتكاب، باقي مانده باشد و زماني كه معاينه محل ارتكاب جرم انجام مي‌شود مي‌توان به نكات مهمي در خصوص جرمي كه محقق شده است، دست پيدا كرد. به عنوان مثال اين كه آن عمل مجرمانه به چه شكل انجام شده است و گاهي اوقات نيز اين امكان وجود دارد كه وسيله‌اي كه با استفاده از آن جرم محقق شده است در محل وقوع جرم وجود داشته باشد و يا مواردي از اين قبيل.

بررسي تحقيق محلي

تحقيق محلي براي كسب اطلاع از آگاهان محلي است كه از موضوع دعوا اطلاع دارند. تحقيق محلي در دعاوي كيفري و حقوقي كاربرد دارد. مثلا محلي كه قتلي در آن رخ داده است با پرسش از همسايه‌ها مي‌توان به چند و چون وقوع قتل پي برد. گاهي اوقات اين امكان وجود دارد كه افرادي با وجود اين كه صحنه وقوع جرم را مشاهده كرده‌اند به دادسرا مراجعه نكرده‌اند و از شهادت دادن امتناع كرده باشند كه در اين صورت در تحقيق محلي مي‌توان از اطلاعات اين افراد نيز استفاده كرد. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد شهادت شهود كليك كنيد.

انجام قرار تحقيق محلي

معاينه محل يا تحقيق محلي مي‌تواند به درخواست طرفين يا تشخيص قاضي انجام شود. همچنين در قانون اشاره شده است كه، معاينه محل و تحقيق محلي به دستور بازپرس و توسط ظابط دادگستري انجام مي‌شود. هنگام معاينه محل، اشخاصي كه در امر كيفري شركت دارند مي‌توانند حاضر شوند، اما عدم حضور آنان، مانع از انجام معاينه نيست. چنانچه مقام قضايي حضور متهم يا هر فرد ديگري را هنگام اجراي قرار ضروري بداند، موظف به حضور است.

تشكيل پرونده شخصيت 

اين پرونده كه به صورت مجزا از پرونده عمل مجرمانه تشكيل مي‌گردد، حاوي مطالب زير است:
الف- گزارش مددكار اجتماعي در خصوص وضع مادي، خانوادگي و اجتماعي متهم
ب- گزارش پزشكي و روان‌پزشكي.

اين اقدام با دستور بازپرس واحد مددكاري اجتماعي دادسرا به منظور تناسب مجازات با وضعيت مجرم انجام مي‌شود. در خصوص متهم پرونده‌اي وجود دارد به نام پرونده اتهامي. پرونده اتهامي مربوط مي‌شود به رفتار مجرمانه‌اي كه شخص متهم به انجام آن شده است. پرونده شخصيت جدا از پرونده اتهامي است.

هدف تشكيل پرونده شخصيت

اما هدف از تشكيل پرونده شخصيت چه چيزي مي‌باشد؟ پرونده شخصيت تشكيل مي‌شود تا شناخت بهتري از شخصيت متهم حاصل شود و متناسب با اوضاع و احوال فردي كه متهم به ارتكاب جرم است تدابير كيفري مناسب در نظر گرفته بشود در واقع با تشكيل پرونده شخصيت اصل فردي كردن مجازات‌ها محقق مي‌شود.

 تشكيل پرونده شخصيت اختياري است ولي در جرايمي كه مجازات قانوني آن‌ها سلب حيات، قطع عضو، حبس ابد و يا تعزير درجه چهار و بالاتر است و همچنين در جنايات عمدي عليه تماميت جسماني كه ميزان ديه آن‌ها ثلث ديه كامل مجنيٌ‌عليه يا بيش از آن باشد، تشكيل اين پرونده اجباري مي‌شود. براي آشنايي بيشتر با ديه كليك كنيد.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص تحقيق محلي، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون تحقيق محلي پاسخ دهند .

 

 

 


:: بازديد از اين مطلب : 4


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱ تير ۱۴۰۰ ] [ ۱۲:۵۰:۱۷ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

در اين مقاله قصد داريم قرار معاينه محل و تحقيق محلي و همچنين تشكيل پرونده شخصيت را مورد بررسي قرار بدهيم و نكات و مطالبي را در خصوص اين عناوين بيان كنيم. در اين راستا به مواد قانون آيين دادرسي كيفري اشاره مي‌كنيم.

 

 معاينه محل چيست ؟

گاهي لازم است يكي از دادرسان‌ يا خود قاضي پرونده با تكيه بر مشاهدات و ادراكات خود از موضوع مورد دعوا حكم دهد يا هنگامي كه يك جرم محقق مي‌شود معاينه محلي اطلاعات بسياري در اختيار قاضي مي‌گذارد. براي آشنايي با انواع دعوا كليك كنيد.

ضرورت معاينه محل

در مواردي اين امكان وجود دارد كه آثار وقوع جرم در محل ارتكاب، باقي مانده باشد و زماني كه معاينه محل ارتكاب جرم انجام مي‌شود مي‌توان به نكات مهمي در خصوص جرمي كه محقق شده است، دست پيدا كرد. به عنوان مثال اين كه آن عمل مجرمانه به چه شكل انجام شده است و گاهي اوقات نيز اين امكان وجود دارد كه وسيله‌اي كه با استفاده از آن جرم محقق شده است در محل وقوع جرم وجود داشته باشد و يا مواردي از اين قبيل.

بررسي تحقيق محلي

تحقيق محلي براي كسب اطلاع از آگاهان محلي است كه از موضوع دعوا اطلاع دارند. تحقيق محلي در دعاوي كيفري و حقوقي كاربرد دارد. مثلا محلي كه قتلي در آن رخ داده است با پرسش از همسايه‌ها مي‌توان به چند و چون وقوع قتل پي برد. گاهي اوقات اين امكان وجود دارد كه افرادي با وجود اين كه صحنه وقوع جرم را مشاهده كرده‌اند به دادسرا مراجعه نكرده‌اند و از شهادت دادن امتناع كرده باشند كه در اين صورت در تحقيق محلي مي‌توان از اطلاعات اين افراد نيز استفاده كرد. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد شهادت شهود كليك كنيد.

انجام قرار تحقيق محلي

معاينه محل يا تحقيق محلي مي‌تواند به درخواست طرفين يا تشخيص قاضي انجام شود. همچنين در قانون اشاره شده است كه، معاينه محل و تحقيق محلي به دستور بازپرس و توسط ظابط دادگستري انجام مي‌شود. هنگام معاينه محل، اشخاصي كه در امر كيفري شركت دارند مي‌توانند حاضر شوند، اما عدم حضور آنان، مانع از انجام معاينه نيست. چنانچه مقام قضايي حضور متهم يا هر فرد ديگري را هنگام اجراي قرار ضروري بداند، موظف به حضور است.

تشكيل پرونده شخصيت 

اين پرونده كه به صورت مجزا از پرونده عمل مجرمانه تشكيل مي‌گردد، حاوي مطالب زير است:
الف- گزارش مددكار اجتماعي در خصوص وضع مادي، خانوادگي و اجتماعي متهم
ب- گزارش پزشكي و روان‌پزشكي.

اين اقدام با دستور بازپرس واحد مددكاري اجتماعي دادسرا به منظور تناسب مجازات با وضعيت مجرم انجام مي‌شود. در خصوص متهم پرونده‌اي وجود دارد به نام پرونده اتهامي. پرونده اتهامي مربوط مي‌شود به رفتار مجرمانه‌اي كه شخص متهم به انجام آن شده است. پرونده شخصيت جدا از پرونده اتهامي است.

هدف تشكيل پرونده شخصيت

اما هدف از تشكيل پرونده شخصيت چه چيزي مي‌باشد؟ پرونده شخصيت تشكيل مي‌شود تا شناخت بهتري از شخصيت متهم حاصل شود و متناسب با اوضاع و احوال فردي كه متهم به ارتكاب جرم است تدابير كيفري مناسب در نظر گرفته بشود در واقع با تشكيل پرونده شخصيت اصل فردي كردن مجازات‌ها محقق مي‌شود.

 تشكيل پرونده شخصيت اختياري است ولي در جرايمي كه مجازات قانوني آن‌ها سلب حيات، قطع عضو، حبس ابد و يا تعزير درجه چهار و بالاتر است و همچنين در جنايات عمدي عليه تماميت جسماني كه ميزان ديه آن‌ها ثلث ديه كامل مجنيٌ‌عليه يا بيش از آن باشد، تشكيل اين پرونده اجباري مي‌شود. براي آشنايي بيشتر با ديه كليك كنيد.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص تحقيق محلي، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون تحقيق محلي پاسخ دهند .

 

 

 


:: بازديد از اين مطلب : 0


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱ تير ۱۴۰۰ ] [ ۱۲:۴۶:۵۷ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

از گذشته تا به امروز از شهادت شهود به عنوان يكي از دلايل اثبات دعوا ياد مي‌شود و امروزه نيز يكي از مهمترين دلايل اثبات دعاوي محسوب مي‌شود كه قضات با توجه به اين شهادت‌ها مي‌توانند در مورد موضوع دعوا رأي صادر كنند. اما شهادت داراي شرايط و حد نصاب‌هاي قانوني است كه در صورت رعايت نشدن، در ارزش اثباتي آن موجد اثر خواهد بود كه در اين مقاله به آن پرداخته شده است. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد انواع دعوا و رسيدگي دعوا در دادگاه كليك كنيد.

 

شهادت و ارزش اثباتي آن

شهادت، اخبار به حق به نفع غير و به ضرر شخص ديگر است.

درخصوص بار اثباتي شهادت بايد گفت:

در اصلاحات قانون مدني شهادت شهود ارزش اثبات يك دعوا را دارد. ولي در جايگاه پايين‌تري نسبت به اسناد قرار دارد. نظر اقوي چنين است كه اگر تعداد و اوصاف شهود مطابق قانون برقرار باشد شهادت دليلي قانوني است كه قاضي ملزم است بنا‌بر مدلول آن، رأي صادر كند اما اگر تعداد و اوصاف شهود مطابق قانون برقرار نباشد شهادت ايشان، نوعي اماره قضايي است كه قاضي را متوجه اوضاع و احوال كرده و صرفا براي مزيد اطلاع استماع مي‌شود و قاضي مكلف نيست طبق مفاد آن رأي دهد. بنابراين شهادت شهود ارزش بي‌حد و حصري ندارد.

تعداد شهود براي اثبات دعاوي مختلف

براي اثبات دعاوي مختلف، شهودي با تعداد و جنسيت زير لازم است:

۱. براي اثبات امور مالي:

شهادت دو مرد يا شهادت يك مرد و دو زن يا شهادت يك مرد و سوگند مدعي يا شهادت دو زن و سوگند مدعي.

۲. براي اثبات امور غيرمالي:

شهادت دو مرد.

۳. براي اثبات اموري كه اطلاع از آن‌ها معمولا در اختيار زنان است:

شهادت دو مرد يا شهادت يك مرد و دو زن يا شهادت چهار زن.

۴. براي اثبات اصل نكاح:

شهادت دو مرد يا شهادت يك مرد و دو زن

اوصاف شهود

۱‌. بلوغ: بلوغ جنسي مقصود است.

۲. عقل: فرد در صحت عقلي به سر برده و مجنون يا ديوانه نباشد.

۳. ايمان: شخص بايد مسلمان باشد.

۴. طهارت مولد: يعني تولد شاهد ناشي از رابطه مشروع باشد.

۵. عدالت: شخص سابقه فسق يا اشتهار به فساد نداشته باشد.

۶. عدم وجود انتفاع شخصي براي شاهد يا رفع ضرر از او.

۷. عدم وجود دشمني بين شاهد و شخصي كه عليه او شهادت مي‌دهد.

۸. ولگرد نبودن: يعني فرد شغل و مسكن مشخصي داشته باشد.

۹. متكدي نبودن

۱۰. فراموش‌كار و ساهي نبودن

اقسام شهادت شهود از حيث شيوه اخبار

۱. شهادت اصلي: شاهد محسوسات خود را از موضوع اختلاف بيان مي‌كند.

۲. شهادت فرعي: اگر شاهد اصلي نتواند در دادگاه حاضر شود اشخاصي مي‌توانند در دادگاه حاضر شوند و شهادت دهند كه شاهد اصلي نزد آن‌ها نسبت به رويت موضوع، شهادت داده است.

احكام شهادت شهود فرعي

۱. استفاده از شهادت فرعي درصورتي است كه حضور شاهد اصلي غيرممكن يا سخت باشد.

۲. استفاده از شهادت فرعي فقط در امور حق‌الناسي ممكن است.

۳. استفاده از شهادت فرعي هم در امور جزايي (تحت شرايطي) هم در امور مدني ممكن است.

۴. اوصاف شهود هم در شهود اصلي و هم در شهود فرعي لازم است.

۵. تعداد اشخاصي كه نسبت به گواهي شخص ديگر شهادت مي‌دهند تابع اصل دعواست.

جرح شاهد

يعني شخص بيان كند و اثبات كند كه شاهد حداقل يكي از اوصاف لازم را ندارد. البته بايد توجه داشت كه:

۱. جرح شاهد بايد قبل از اداي شهادت صورت بگيرد مگر آن‌كه موجبات جرح بعداً كشف شود.

۲. بايد علت جرح ذكر شود و بيان شود كدام يك از اوصاف شهود را ندارد اما نيازي به ذكر سبب نيست.

۳. اگر طرف دعوا براي جرح شاهد از دادگاه استمهال كند دادگاه حداكثر يك هفته مهلت مي‌دهد.

طريقه استماع شهادت شهود

۱. اگر دليل خواهان شهادت شاهد باشد بايد نام و مشخصات و اقامتگاه ايشان را در دادخواست درج كند.

۲. اگر دليل خوانده شهادت شهود باشد صرف استناد به شهادت شهود براي صدور قرار استماع شهادت كافي است.

۳. صدور قرار استماع شهادت شهود منوط به دو شرط است كه بايد توأمان موجود باشد:

الف) بايد يكي از اصحاب دعوا به شهادت شهود استناد كند.

ب) دادگاه شهادت را در اثبات ادعا موثر بداند.

۴. شهود قبل از اداي شهادت سوگند ياد مي‌كنند كه غير از حقيقت نگويند.

۵. اگر شاهد حاضر به اتيان سوگند نشود دادگاه شهادت او را بدون سوگند استماع مي‌كند، چنين شهادتي در حكم اماره قضايي است.

۶. اگر شاهد فاقد اوصاف قانوني است يا جرح شده باشد شهادت او به‌عنوان اماره قضايي قابل استماع است.

تعديل شهادت شهود

هريك از اصحاب دعوا مي‌تواند پس از اداي شهادت سوالاتي را كه مربوط به دعواست توسط دادگاه از شاهد بپرسد. اين مرحله را تعديل شاهد گويند كه وكلاي طرف با طرح سئوالاتي صدق گفتار وي را مي‌آزمايند و چنانچه دادگاه تناقضي در اظهارات شاهد بيابد به آن ترتيب اثر نمي‌دهد.

اوصاف شهادت

۱. شهادت بايد در محضر قاضي باشد.

۲. شهادت بايد از روي يقين باشد.

۳. شهادت يك شاهد، شهادت شاهد ديگر را نفي نمي‌كند.

۴. موضوع شهادت بايد با موضوع ادعا مطابقت داشته باشد.

رجوع از شهادت

شهادت قابل رجوع است. البته بايد توجه داشت كه:

۱. رجوع از شهادت نياز به دليل و توجيه خاصي ندارد.

۲. رجوع شهادت فقط موجب بي‌اثر شدن شهادت مي‌شود.

۳. اگر رجوع بعد از صدور رأي بدوي باشد رأي در دادگاه تجديدنظر قابل نقض است.

۴. اگر رجوع بعد از قطعيت رأي صادره باشد اين امر مي‌تواند از موجبات اعاده دادرسي باشد.

اثبات كذب شهود

۱. اگر قبل از صدور رأي، كذب شهود اثبات شود شهادت ايشان بي‌اثر مي‌شود.

۲. اگر بعد از صدور رأي بدوي اثبات شود در واخواهي يا تجديدنظر يا فرجام، قابل نقض است. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد واخواهي كليك كنيد.

۳. اگر بعد از صدور رأي قطعي، كذب اظهارات اثبات شود نمي‌توان اعاده دادرسي كرد منتهي شهود مسئول جبران خسارت هستند.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص شهادت شهود، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون شهادت شهود پاسخ دهند .

 

 



:: بازديد از اين مطلب : 0


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۳۱ خرداد ۱۴۰۰ ] [ ۰۴:۴۴:۱۶ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

انحلال به معناي از بين رفتن شركت، اتمام فعاليت‌هاي اقتصادي آن و پايان شراكت شركاست. انحلال شركت با ورشكستگي شركت تفاوت دارد چنانچه كه خواهيم ديد ورشكستگي به علت ناتواني شريك در پرداخت بدهي‌هاي شركت است اما انحلال مي تواند دلايل عديده داشته باشد و ورشكستگي تنها يكي از دلايل انحلال شركت است.

ما در اين مقاله سعي خواهيم كرد كه دلايل اين انحلال را توضيح دهيم و با ارائه مثال‌هايي اين موارد را روشن سازيم و مواردي كه افراد مي‌توانند انحلال يك شركت از دادگاه را خواستار شوند بازگو نماييم. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد ثبت شركت كليك كنيد.

 

موارد انحلال

– انحلال به سبب غيرممكن شدن موضوع فعاليت شركت يا به انجام رسيدن آن

فرض كنيد يك شركت اقتصادي با هدف وارد‌كردن ماشين‌هاي بوگاتي تشكيل شود سپس به موجب بخشنامه دولتي ورود ماشين‌هاي خارجي ممنوع شود. در چنين حالتي شركت منحل مي‌گردد.

– انحلال به سبب مدت‌دار بودن شركت يا انقضا مدت

فرض كنيد شركتي براي تهيه نيشكر يك سال شركت ديگري تأسيس شود اين شركت بعد از پايان يكسال منحل است منوط بر اينكه قبل از انقضاي مدت خود، آن را تمديد نكرده باشد.

– انحلال در صورت ورشكستگي

چنانچه دارايي‌هاي شركت كفاف بدهي‌هاي آن را ندهد شركت ورشكسته مي‌شود كه در اين صورت تابع قواعد ورشكستگي شركت‌هاست.
-در صورت تصميم مجمع عمومي فوق‌العاده شركت: زماني كه اكثر شركا بر انحلال توافق كنند شركت منحل مي‌شود. حالتي را تصور كنيد كه تمامي شركاي شركت به دليل سود‌ آور‌نبودن شركت تصميم به منحل‌كردن آن مي‌گيرند. در اين حالت با تشكيل مجمع عمومي فوق‌العاده، انحلال را به رأي گيري مي‌گذارند. اين انحلال بايد ثبت و به اطلاع عموم برسد.

– صدور حكم قطعي انحلال از سوي دادگاه

اين شيوه موارد متعددي را در بر مي‌گيرد.

1.انحلال شركت به درخواست هر ذينفع

براي مثال شخصي به علت طلبي كه از يكي از شركا دارد تقاضاي انحلال را به دادگاه تقديم مي‌كند. تا با از بين رفتن شركت و درآمدن سهم هر شريك از حالت مشاع طلب خود را وصول نمايد. يا براي مثال اگر سرمايه شركت از حداقل‌هاي ذكر‌شده در قانون كمتر شود و ساير شركا براي جبران آن كاري نكنند.

2.انحلال به درخواست يكي از شركا

هريك از شركا مي تواند درخواست فسخ قرارداد شركت را بكند مشروط بر اينكه اين حق در اساسنامه از او سلب نشده باشد و دليل موجهي براي فسخ ارائه كند كه تشخيص موجه‌بودن اين دلايل بر عهده دادگاه است.

بنابراين شريكي كه قصد سوء‌استفاده و ورود ضرر به ساير شركا را دارد نمي تواند انحلال شركت را تقاضا كند. براي دلايل موجه يكي از شركا مي توان حالتي را تصور كرد كه ساير شركا از تحويل سهمي كه تعهد كرده‌اند سر باز زنند.

3. انحلال به موجب وضعيت شريك

انحلال خود به دو قسم تقسيم مي‌شود:

الف) انحلال شركت در صورت فوت يا حجر شريك

فوت و حجر شريك در شركت‌هاي خاصي موجب انحلال است. چنانچه شركتي داراي شركاي ضامن باشد با فوت يا حجر وي شركت منحل مي‌گردد.

شريك ضامن كسي است كه به تنهايي در برابر كليه بدهي‌هاي شركت مسئوليت دارد و هر طلبكار مي‌تواند بخشي يا تمام بدهي خود را از وي وصول كند. پس از فوت يا حجر شريك ضامن، ساير شركا مي‌توانند با توافق با قائم‌مقام فرد متوفي شركت را نگه دارند كه اين قائم مقام مي‌تواند جزو شركا شود يا اين درخواست را رد كند.

ب) ورشكستگي شريك (و نه شركت)

اگر يكي از شركا تاجر باشد و به دليل ورشكستگي عاجز از پرداخت ديون خود باشد مدير تصفيه چنين تاجري مي‌تواند درخواست انحلال را تقديم نمايد تا با به دست آوردن سهم تاجر ورشكسته در شركت بدهي‌هاي وي را بپردازد.

آنچه مسلم است اين است كه چنانچه بدهي‌هاي تاجر از محل ديگر اموال او قابل وصول باشد تقاضاي انحلال منتفي مي‌شود اما با اين وجود چنانچه شريك ورشكسته طلبكاراني داشته باشد كه موفق به وصول طلب خود نشده‌اند مي توانند با تقديم اظهار‌نامه كتبي و گذشت شش ماه تقاضاي انحلال شركت را به دادگاه بدهند.

راه جلوگيري از انحلال

بايد توجه داشت كه به محض تقاضاي يكي از شركا براي انحلال كه دلايل موجه دارد يا ورشكسته است نبايد شركت را منحل فرض نمود. چنانچه درخواست انحلال از جانب يكي يا گروه مشخصي از شركا باشد و ساير شركا خواستار انحلال نباشند دادگاه مي‌تواند حكم به اخراج آن شركا دهد و شركت پابرجا بماند.

در صورت درخواست ساير شركا به اخراج و پرداخت سهم شركاي اخراج‌شده شركت مي تواند به حيات خود ادامه دهد. از طرفي وقتي شركت به درخواست يكي از شركا منحل مي‌گردد كه تقاضايش را به صورت كتبي به ساير شركا برساند و شش ماه از آن بگذرد.

ثبت انحلال

1. پس از تصميم مجمع عمومي فوق‌العاده بر انحلال و تعيين مدير تصفيه نسخه‌اي از صورت‌جلسه مجمع به وسيله پست پيشتاز به اداره ثبت شركت‌ها ارسال مي‌گردد.

2. كارشناس مربوطه پس از بررسي درخواست مزبور با موازين قانوني و دريافت هزينه‌هاي آن اقدام به ثبت انحلال در مرجع ثبت شركت‌ها مي‌نمايد.

3. اين انحلال از طريق يكي از روزنامه‌هاي كثيرالانتشار به اطلاع عموم مي‌رسد.

در دو مورد اخير يعني انحلال به تصميم مجمع عمومي فوق‌العاده و انحلال به حكم دادگاه، به علت بحث تخصصي و حقوقي دقيق براي جلوگيري از تضييع حقوق خود بهتر است كه با وكيل دادگستري مشورت نماييد. مرحله‌ ثبت اين انحلال نيز مي‌تواند توسط وكيل انجام پذيرد.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص انحلال شركت، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون ثبت و امور شركت ها پاسخ دهند .

 

 



:: بازديد از اين مطلب : 2


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۳۱ خرداد ۱۴۰۰ ] [ ۰۴:۴۰:۵۳ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

آيا مي‌دانيد اسباب سقوط تعهدات كدامند؟ سقوط تعهدات به معناي از بين رفتن تعهداتي است كه به انجام‌رساندن آن بر عهده شخص قرار گرفته است. در تعهد يك رابطه حقوقي ايجاد شده كه با زوال و سقوط آن، اين رابطه از بين مي‌رود. در ادامه به بررسي اسباب سقوط تعهدات مطابق قانون مدني مي‌پردازيم. براي اطلاع از شرايط صحيح معامله كليك كنيد.

 

سقوط تعهدات

طبق ماده ۲۶۴ قانون مدني تعهدات به شيوه‌هاي ذيل زايل مي‌گردد:
الف) وفاي به عهد
ب) اقاله
پ) ابراء
ت) تبديل تعهد
ث) تهاتر
ج) مالكيت ما في‌الذمه

وفاي به عهد از اسباب سقوط تعهدات

يكي از شايع‌ترين اسباب سقوط تعهد و وفاي به عهد مي‌باشد، زيرا به اين سبب مورد تعهد به وسيله متعهد انجام شده و اراده طرفين معامله در حقيقت واقع شده است.
ماهيت وفاي به عهد در صورتي كه مستلزم انتقال مالكيت يا حقي به متعهد‌له باشد، عمل حقوقي يك طرفه يا همان ايقاع است.

اقاله از اسباب سقوط تعهدات

اقاله در لغت به معناي آزاد كردن و يا باز كردن چيزي است ولي در اصطلاح حقوقي اقاله عبارت است از منحل ساختن عقد با تراضي و توافق طرفين معامله.
در ماده ۲۸۳ قانون مدني گفته شده بعد از معامله طرفين مي توانند به تراضي يعني با رضايت دو يا چند جانبه آنرا اقاله و تفاسخ كنند.

ابراء از اسباب سقوط تعهدات

ابراء در لغت به معناي زدودن و پاك كردن است و در اصطلاح حقوقي به معناي پاك كردن و زايل كردن دين از ذمه مديون است.
ابراء يك عمل حقوقي يك جانبه است كه تنها با اراده طلبكار واقع مي‌شود، به همين دليل نه تنها نيازي به توافق اراده بدهكار نيست بلكه حتي در صورتي كه او نيز مخالفت هم بكند محقق خواهد شد.
طبق ماده ۲۸۹ قانون مدني ابراء عبارت از اين است كه دائن از حق خود به اختيار صرف‌نظر نمايد.

تبديل تعهد از اسباب سقوط تعهدات

تبديل تعهد به معناي اين است كه تعهدي جايگزين تعهد ديگر شود و تعهد سابق از ميان برود.
طبق ماده ۲۹۲ قانون مدني تبديل تعهد در موارد ذيل حاصل مي‌شود:
۱ – وقتي كه متعهد و متعهدله به تبديل تعهد اصلي به تعهد جديدي كه قائم‌ مقام آن مي‌شود به هر طريقي تراضي نمايند در اين صورت متعهد نسبت به تعهد اصلي بري مي‌شود.
۲ – وقتي كه شخص ثالثي با رضايت متعهدله قبول كند كه دين متعهد را ادا نمايد.
۳ – وقتي كه متعهدله ما في‌الذمه متعهد را به كس ديگري منتقل نمايد.

اقسام تبديل تعهد

با توجه به ماده ۲۹۲ قانون مدني مي‌توان گفت كه تبديل تعهد داراي سه قسم زير است:
۱ – تبديل تعهد از طريق تبديل دين.
۲ – تبديل تعهد از طريق تبديل مديون.
۳ – تبديل تعهد از طريق تبديل دائن (متعهد‌له )

تهاتر از اسباب سقوط تعهدات

طبق ماده ۲۹۴ قانون مدني وقتي دو نفر به هم مديون باشند يعني هم طلبكار هم بدهكار هم باشند بين ديون آن‌ها به طريقي كه در موارد ذيل مقرر است تهاتر واقع مي‌شود.
تهاتر به سه دسته قهري، قراردادي و قضايي رخ مي‌دهد.
تهاتر قهري
تهاتر قهري يعني از بين رفتن دو دين يا دو مجموع ديوني كه دو شخص در برابر يكديگر به عهده دارند تا قدر امكان مثلا يكي از ديون كاملا صاف شود.
تهاتر قراردادي
اين نوع تهاتر با دخالت اراده طرفين واقع مي‌شود.
تهاتر قضايي
اين تهاتر هنگامي رخ مي‌دهد كه يكي از دو دين مورد ترديد و اختلاف باشد. در اين صورت دادگاه نسبت به دين مشكوك رسيدگي‌هاي لازم را انجام داده و در صورت احراز آن، راي به وقوع تهاتر مي‌دهد.

مالكيت ما في‌الذمه

مالكيت ما في‌الذمه به اين معناست كه بر اثر فوت يكي از دو شخص كه بين ايشان رابطه تعهد وجود دارد، دين يا طلب وي به علت ارث يا وصيت به فرد باقي‌مانده انتقال پيدا كند يا اين كه طلبي به اراده طلبكار به بدهكار منتقل شود.
براي مثال فوت، منشاء قهري مالكيت ما في‌الذمه مي‌باشد كه در نتيجه موجب سقوط تعهداتي و ديوني است كه بين وارث و مورث وجود دارد.
نكته: تلف مورد تعهد را هم مي‌توان يكي از اسباب سقوط تعهد دانست.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص سقوط تهدات، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون سقوط تهدات پاسخ دهند .

 

 


:: بازديد از اين مطلب : 0


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ] [ ۱۱:۲۳:۳۸ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

آيا مي‌دانيد حضانت فرزند با چه كسي مي‌باشد؟ آيا با مصاديق سلب حصانت فرزند آشنا هستيد؟ حضانت به معناي نگهداري و تربيت اطفال مي‌باشد. يكي از مسائلي كه بعد از طلاق و جدايي زن و شوهر از يكديگر، باعث اختلاف و درگيري‌هاي شديد مي‌شود، موضوع حضانت فرزند يا فرزندان است. در ادامه به بررسي حضانت و موارد سلب حضانت پدر و مادر مطابق قانون مدني مي‌پردازيم. براي دريافت اطلاعات بيشتر در مورد مشاوره طلاق كليك كنيد.

 

معناي حضانت فرزند

حضانت به معناي نگهداري و مراقبت از طفل و برطرف كردن نياز‌هاي وي است.

حضانت فرزند

طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدني نگهداري اطفال هم حق و هم تكليف ابوين است يعني حضانت فرزند هم حق پدر و مادر و هم تكليف هر دوي آن‌هاست و هر دو وظيفه دارند طفل را مراقبت نمايند.
هر انساني طبق قانون مي‌تواند از حقي كه دارد صرف‌نظر كند اما حضانت از فرزند علاوه بر اينكه يك حق به حساب مي‌آيد، يك تكليف هم هست به همين دليل نمي‌توان آن را قبول نكرد.
اما گاهي اوقات قانون‌گذار براي حفظ مصلحت فرزند، حق حضانت وي را از والدين را سلب مي‌كند. در ادامه با اين موارد آشنا خواهيم شد.

حق تقدم پدر و مادر در برابر يكديگر

طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدني براي حضانت و نگهداري طفلي كه ابوين او جدا از يكديگر زندگي مي‌كنند، مادر تا سن هفت سالگي اولويت دارد و پس از آن اولويت با پدر است.

توصيه مي‌كنيم براي آگاهي از تفاوت حضانت پسر و دختر مقاله مربوطه را مطالعه نماييد.
در تبصره اين ماده گفته شده كه بعد از هفت سالگي در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعايت مصلحت كودك به تشخيص دادگاه است. براي مثال ممكن است دادگاه اينگونه تشخيص دهد كه اگر حضانت فرزند با پدر باشد ممكن است براي فرزند مشكلاتي ايجاد كند يعني به مصلحت طفل نباشد كه با پدر خود زندگي كند، بنابراين دادگاه حكم مي‌دهد كه فرزند همچنان با مادر خود زندگي كند.
البته اگر مادر در مدتي كه حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود يا به ديگري شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود.

حضانت در صورت فوت يكي از ابوين

در ماده ۱۱۷۱ قانون مدني آمده است كه در صورت فوت يكي از ابوين حضانت طفل با والدي است كه زنده باشد، هرچند متوفي پدر طفل باشد و براي او قيم معين نموده باشد باز هم تقدم حضانت با مادر است و نه قيم.

الزام به حضانت

هيچ يك از ابوين نمي‌توانند در مدتي كه حضانت طفل وظيفه آن‌هاست از نگاهداري و حضانت او سر باز زند. در صورت امتناع يكي از ابوين از حضانت طفل حاكم موظف است، به تقاضاي والد ديگر يا تقاضاي قيم يا يكي از اقربا و يا به تقاضاي مدعي‌العموم حضانت طفل را به هر يك از ابوين كه عهده‌دار حضانت است الزام كند و در صورتي كه الزام ممكن يا موثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هر گاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمين كند.

سلب حضانت

طبق ماده 1173 قانون مدني هرگاه بيم آن رود كه كودك در اثر بي‌توجهي و عدم مراقبت و انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت كفالت و حضانت وي است سلامت جسماني و رواني‌اش به خطر بيفتد، والد ديگر يا قيم يا رئيس حوزه قضايي مي‌تواند از دادگاه تقاضا كند تصميمي به مصلحت كودك طبق موازين قانوني بگيرد.

موارد ذيل از مصاديق آزار و اذيت كودك به واسطه اعمال زيان‌بار والدي كه عهده‌دار حضانت است مي‌باشد:
۱ – والد معتاد به الكل، مواد مخدر و قمار باشد.
۲ – به فساد اخلاقي و فحشاء شهرت داشته باشد و همگان وي را به بد‌نامي بشناسند.
۳ – والد مبتلا به بيماري‌هاي رواني باشد كه تشخيص اين امر با پزشكي قانوني است.
۴ – والد از طفل سوء‌استفاده نمايد براي مثال كودك را اجبار به ورود در مشاغل ضد اخلاقي مانند فساد و فحشاء، تكدي‌‌گري و قاچاق بكند.
۵ – والد اقدام به ضرب و جرح خارج از حد تأديب و عرف نمايد و به كودك آسيب بزند و اين كار را تكرار كند.

براي كسب اطلاعات تكميلي مقاله موانع حضانت از فرزند را مطالعه فرماييد.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص حضانت فرزند، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون حضانت فرزند پاسخ دهند .

 



:: بازديد از اين مطلب : 4


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ] [ ۱۱:۲۰:۲۵ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

يكي از جرايم عليه امنيت و آسايش مردم، بغي مي‌باشد. در جرم بغي مرتكبين براي براندازي حكومت اقدام مي‌كنند. يعني در برابر حكومت اسلامي، قيام مسلحانه مي‌كنند. بنابراين جرم بغي، اقدامي عليه موجوديت حكومت و حاكميت مي‌باشد. در ادامه به بررسي جرم بغي و عناصر قانوني، مادي و رواني آن مي‌پردازيم.

 

عنصر قانوني

عنصر قانوني به اين معناست كه يك جاي قانون آمده باشد كه اين فعل جرم محسوب‌شده و براي آن مجازات تعيين شده است.
طبق ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامي، گروهي كه در برابر اساس نظام جمهوري اسلامي ايران، قيام مسلحانه كند باغي محسوب مي‌شود و در صورت استفاده از سلاح، اعضاي آن به مجازات اعدام محكوم مي‌گردند.
همچنين طبق ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامي هرگاه اعضاي گروه باغي، قبل از درگيري و استفاده از سلاح، دستگير شوند، چنانچه سازمان و مركزيت آن گروه وجود داشته باشد به حبس تعزيري درجه سه و در صورتي كه سازمان و مركزيت آن از بين رفته باشد به حبس تعزيري درجه پنج محكوم مي‌شوند.

عنصر مادي

عنصر مادي به سه دسته فاعل، فعل مرتكب و نتيجه تقسيم مي‌شود.

فاعل

طبق ماده قانوني، هركسي مي‌تواند فاعل اين جرم قرار بگيرد زيرا فاعل داراي ويژگي خاصي نيست.
فاعلين بايد بيش از سه نفر و به صورت گروهي باشند، يعني بايد مركزيت داشته باشند و داراي فرمانده باشند. به زبان ساده مرتكب اين جرم عبارت است از گروه يا جمعيتي كه تشكيل شده‌اند براي اقدام به قيام مسلحانه در برابر حكومت اسلامي.
وجود مركزيت به معناي اين است كه الزاما گروهي منسجم و داراي رياست باشند كه سلسله مراتب در آن رعايت مي‌شود.
در ماده حداقل اعضا مشخص نشده است ولي حقوق‌دانان چنين استدلال نموده‌اند كه هرجا قانون‌گذار از لفظ گروه استفاده كرده است نظر به تعداد اعضاي سه نفر يا بيشتر دارد.

فعل مرتكب

بايد به صورت قيام مسلحانه انجام پذيرد و صرف دست بردن به سلاح كفايت مي‌كند، يعني حتما نبايد از سلاح استفاده شود. اما طبق ماده اگر از سلاح استفاده كنند به مجازات اعدام محكوم مي‌شوند.

عنصر نتيجه

بغي يك جرم مطلق بوده و حتما لازم نيست كه نتيجه محقق شود، بنابراين صرف دست بردن به سلاح كفايت مي‌كند و ما دنبال نتيجه در اين جرم نيستيم.

عنصر رواني

عنصر رواني از دو قسمت سوء‌نيت عام و سوءنيت خاص تشكيل مي‌شود.
سوءنيت عام در اين جرم دست بردن به سلاح در برابر اساس جمهوري اسلامي مي‌باشد و اين جرم فاقد سوء‌نيت خاص است زيرا اين جرم، يك جرم مطلق مي‌باشد. سوء‌نيت خاص يعني جرم متوجه فرد مشخصي باشد. در جرم بغي چون جرم عليه حكومت اتفاق مي‌افتد صرف عمد در كشيدن سلاح براي تحقق جرم كفايت مي‌كند.
نكته: اگر شخصي براي مقابله با نظام و به قصد براندازي حكومت و دولت در مجلس بمب‌گذاري كند و در ادامه اين عمل صدها نفر جان خود را از دست بدهند، اين عمل از حيث قيام مسلحانه در برابر حكومت، بغي محسوب‌شده و از جهت سلاح كشيدن و استفاده از آن محارب و از جهت تاثير گستره عليه امنيت، افساد في الارض محسوب مي‌شود.

جرم بغي در قياس با ساير جرايم مشابه

براي جلوگيري از فهم اشتباه بغي در قياس با جرايم مشابه به مقايسه مختصر آنان مي‌پردازيم.

جرم بغي و محاربه

جرم محاربه سلاح‌كشيدن به قصد تعرض به جان، مال يا ناموس مردم و ارعاب آن‌هاست كه موجب نا‌امني مي‌شود. اما همانطور كه در بغي ديديم اين جرم با قصد مقابله مسلحانه با حكومت تحقق مي‌يابد. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد محاربه كليك كنيد.

مجازات محارب اعدام، صلب، نفي بلد، قطع دست راست و پاي چپ است در حاليكه بغي مجازات اعدام در پي دارد.

جرم بغي و افساد في الارض

جرم افساد في الارض مصاديق متعدد را در بر مي‌گيرد.

مصاديق افساد في الارض:

  1. جنايت عليه تماميت جسماني افراد
  2.  جرايم عليه امنيت داخلي يا خارجي كشور
  3. اخلال در نظام اقتصادي كشور
  4. احراق و تخريب
  5.  پخش مواد سمي و ميكروبي خطرناك
  6. داير كردن مراكز فساد و فحشا يا معاونت در آن.

اين جرايم در صورتي تحت عنوان مفسد في الارض قرار مي‌گيرد كه موجب اخلال شديد در نظم عمومي كشور، نا‌امني، يا ورود خسارت عمده به تماميت جسماني افراد يا اموال عمومي و خصوصي گردد يا سبب اشاعه گسترده فحشا شود. مجازات افساد في الارض همانند بغي اعدام است. 

براي دريافت اطلاعات بيشتر در خصوص بغي، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون بغي پاسخ دهند .

 

 


:: بازديد از اين مطلب : 0


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ ] [ ۱۲:۰۱:۴۶ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]

در تمام كشورهاي جهان يكي از مواردي كه روز به روز در حال افزايش است طلاق است. ايران نيز يكي از بالاترين آمار‌هاي طلاق را در ميان كشورهاي جهان دارد. طلاق مي‌تواند يكي از تلخ‌ترين قسمت‌هاي زندگي افراد باشد اما در مواردي طلاق يكي از بهترين انتخاب‌هاي موجود مي‌شود. بارها در جامعه خود شنيده‌ايم كه اين تنها مرد است كه مي‌تواند درخواست طلاق دهد و از همسر خود جدا شود اما قانون اين اجازه را به زن نيز داده است كه باتوجه به شرايط قانوني، درخواست طلاق دهد و از همسر خود جدا شود. با گرفتن مشاوره طلاق قبل از جدايي از حق و حقوق خود اطلاع يابيد تا حقوق شما تضييع نگردد.

توصيه مهم: چون در قانون ما زن حقي بر طلاق ندارد بهتر است قبل از ازدواج با وكيل مشورت نموده و زن در سند ازدواج وكالت در طلاق و ساير حقوق خود را بگيرد تا در صورت تمايل به طلاق به راحتي بتواند خود را مطلقه سازد و نيازي به اثبات سوء‌رفتار مرد يا عسر و حرج و طي مراحل طولاني نداشته باشد.

 منبع :  مشاوره طلاق

طلاق به سه صورت ممكن است | مشاوره طلاق

۱- طلاق توافقي.  

۲-طلاق به درخواست مرد.

۳-طلاق به درخواست زن.

هر كدام از اين سه مورد مراحل خاص خود را دارد كه به‌صورت مجزا به آن مي‌پردازيم. براي كسب اطلاع بيشتر در مورد حضانت فرزند كليك كنيد.

طلاق توافقي | مشاوره طلاق

طلاق توافقي طلاقي است كه زوجين به هر دليلي تمايل دارند با تفاهم و توافق از يكديگر جدا شوند. هرگونه توافقي كه زوجين درخصوص حضانت فرزندان و نفقه و مهريه و … انجام مي‌دهند براي دادگاه قابل قبول است و در گواهي عدم سازش ذكر مي‌شود. توصيه مي كنيم مقاله تقسيم امواع بعد از طلاق را مطالعه نماييد.

يكي از تعهدات مرد به زن، مهريه است اگر زوجين درمورد مهريه به توافق نرسند دادگاه گواهي عدم سازش صادر نمي‌كند. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد طلاق توافقي كليك كنيد.

مراحل طلاق توافقي | مشاوره طلاق

زوجين ابتدا بايد به سامانه نوبت‌دهي طلاق مراجعه و اطلاعات خود را ثبت كنند مركز غربالگري پس از ثبت اطلاعات زوجين و دلايل طلاق، آنان را به يكي از مراكز مشاوره زير نظر بهزيستي ارجاع مي‌دهد.

جلسات مشاوره يك تا پنج جلسه به فاصله ۴۵ روز زمان مي‌برد، زوجين پس از اخذ گواهي عدم انصراف طلاق بايد به دفاتر خدمات الكترونيك قضايي رجوع كنند و دادخواست طلاق بدهند. پس از تقديم دادخواست طلاق، دادگاه تعيين‌وقت مي‌كند و لازم است زوجين در زمان تعيين شده در دادگاه حضور پيدا كنند در اين مرحله هم زوجين بايد به واحد مشاوره مستقر در دادگاه خانواده مراجعه كنند.

در صورتي كه همچنان زوجين اصرار به طلاق داشته باشند مشاوره توافقنامه‌اي را كه شامل تعيين تكليف مهريه، نفقه زوجه، اجرت‌المثل، جهيزيه، نفقه فرزند، حضانت فرزند، نحوه ملاقات با فرزند و ساير حقوق مالي و غير‌مالي طرفين است، تنظيم كرده و به امضاي زن و شوهر مي‌رساند. سپس زوجين براي صدور گواهي عدم امكان سازش به دادگاه رجوع مي‌كنند. باردار نبودن زوجه براي صدور گواهي عدم امكان سازش امري ضروري است.

پس از صدور گواهي، زوجين ۳ ماه فرصت دارند به دفتر طلاق مراجعه كنند تا صيغه طلاق جاري شده و طلاق ثبت گردد. اطلاعات بيشتر در مورد طلاق غيابي كليك كنيد.

طلاق به درخواست مرد

اگر مرد به‌ دنبال طلاق گرفتن از زوجه باشد بايد علاوه بر پرداخت مهريه، نفقه و اجرت‌المثل زن را بپردازد. اگر مرد توان پرداخت مهريه را ندارد مي‌تواند دادخواست اعسار بدهد تا درصورت پذيرش، مهريه به‌صورت اقساطي درآيد؛ اگر زوجه باكره باشد مرد موظف به پرداخت نصف مهريه است. توصيه مي‌كنيم مقاله طلاق در صورت بخشيدن مهريه را مطالعه نماييد.

وقتي طلاق از جانب مرد است بايد نفقه زن كه توسط دادگاه و براساس شئونات اجتماعي و خانوادگي زن تعيين مي‌شود تماما پرداخت شود. همچنين مرد بايد اجرت‌المثل زن را نيز پرداخت كند چون اصل بر اين است كه زن قصد ندارد كارهاي منزل را رايگان انجام دهد البته مبلغ اجرت‌المثل هم توسط دادگاه تعيين مي‌شود. اگر درخواست طلاقي كه مرد مي‌دهد به‌خاطر تخلف زن از وظايف همسري يا سوءاخلاق او نباشد، مرد مواظف است نصف اموالي كه در زمان تاهل با زوجه، به دست آورده يا معادل آن را به زن بدهد.

مراحل طلاق از جانب مرد

مرد بايد به دادگاه مراجعه كند و دادخواست طلاق بدهد، دادگاه قرار ارجاع به داوري صادر مي‌كند بعد از ارجاع به داوري و صدور حكم داوري، طرفين بايد حكم داوري را به دادگاه ارائه كنند در صورتي كه سازش ممكن نباشد دادگاه گواهي عدم سازش صادر مي‌كند. زوجين بعد از صدور گواهي، ۳ماه فرصت دارند به دفتر ازدواج و طلاق رجوع كنند تا پس از جاري شدن صيغه طلاق، آن دفتر، طلاق را ثبت كند. 

طلاق به درخواست زن

زن براي اينكه بتواند از همسرش طلاق بگيرد بايد در دادگاه ثابت كند كه مرد يكي ازشروط ۱۲گانه ضمن عقد را زير پا گذاشته است. همچنين عدم پرداخت نفقه، غيبت بيش از ۴سال و عسر و حرج زن مي‌تواند باعث ايجاد حق طلاق براي او شود.

زماني كه زن در دادگاه اثبات كند مرد به او نفقه نمي‌دهد يا بيش از ۴سال از غيبت مرد مي‌گذرد يا اينكه در سختي است و ادامه زندگي براي او ممكن نيست (عسر و حرج) دادگاه به زن اجازه طلاق مي‌دهد.

در قانون، مصاديق عسر و حرج بيان شده است كه عبارتند از: ترك زندگي توسط زوج به‌مدت حداقل ۶ ماه متوالي يا ۹ ماه متناوب در يك سال بدون عذرموجه، اعتياد زوج به مواد مخدر و مشروبات الكلي، محكوميت قطعي زوج به حبس ۵ سال و بيشتر، سوء رفتار زوج، ابتلا زوج به بيماري‌هاي صعب‌العلاج.

اگر مرد به زن حق طلاق داده باشد زن با استفاده از اين حق به آساني مي‌تواند از زوج طلاق بگيرد.(وكالت زن در طلاق).

براي مطالعه مقاله تفاوت درخواست طلاق از جانب مرد و زن كليك فرماييد.

طلاق، به كانال تلگرام حقوقي وكيل دات كام مراجعه نماييد . كارشناسان مركز مشاوره حقوقي وكيل دات كام نيز آماده اند تا با ارائه خدماتي در زمينه مشاوره حقوقي تلفني وكيل دات كام به سوالات شما عزيزان پيرامون مشاوره طلاق پاسخ دهند.

 


:: بازديد از اين مطلب : 1


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: مشاوره طلاق،
موضوع:
[ ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ ] [ ۱۱:۴۹:۱۴ ] [ vakiel ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ]
.: Weblog Themes By sitearia :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : ---
دیروز : ---
افراد آنلاین : ---
همه : ---
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب

خرید فالوور و لایک

لینک ساز ، سامانه خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ آگهی

سئو کار حرفه ای / ثبت آگهی رایگان / خدمات نظافتی در مشهد / باربری / بسته بندی لوازم منزل / دانلود بازی اندروید / دانلود نرم افزار اندروید  / شرکت خدمات نظافتی آریا / شرکت نظافت منزل و راه پله در مشهد / شرکت نظافت راه پله در مشهد / شرکت نظافت منزل در مشهد   / ربات افزایش فالوور عضوگرام / تربیت سگ / خرید گوشی شیائومی / بروز کالا / قیمت یاب / قیمت تلویزیون / قیمت گوشی آیفون  / چگونه جذب خود کنیم  /سایت ایرونی  / بازی اندروید  / چت روم / خدمات گرافیک آریا گستر